تهران
سعادت آباد

محمد خرسندی

۰۲۱-۲۲۳۸۳۸۴۶
khorsandi75@yahoo.com

محمد خرسندی

شنبه تا پنج شنبه

محمد خرسندی

شکل گیری خلق وخوی زنانه توسط انیموس

شکل گیری خلق وخوی زنانه توسط انیموس

  • نویسنده : khorsandi75@yahoo.com

  • دسته : مقالات

  • ارسال شده در : مهر ۲۵, ۱۳۹۶

محمدخرسندی

شکل گیری خلق وخوی زنانه توسط انیموس
محمدخرسندی روانشناسبخش مردانه روان زن است که الگوی شکل‌گیری آن براساس روابط دختربا پدر شکل می‌گیرد و شکل‌گیری آن باعث انتخاب نامزد یا همسرش می‌شودکه بطورکلی می توان گفت: فعالیت‌ها یا نیازهای جنسی تحت عنوان عقده جنسی در ضمیر ناخودآگاه شخص شکل می‌گیرندکه انیما وانیموس نقش مهمی در آن برعهده دارند.
از نظر یونگ عقده‌ها: «مجموعه رفتارها، هیجانات و خیال‌پردازی‌ها است.» وی از طریق آزمون تداعی کلمات موفق به کشف عقده‌ها در روان انسان شد.
به‌طور کلی می‌توان گفت عقده باعث می‌شود که در کارکرد ضمیر آگاه اختلال ایجاد کند، یعنی همان چیزی است که می‌تواند ما را در زمان‌هایی بدون فکر دچار عکس‌العمل‌ها یا واکنش‌هایی کند، که این واکنش‌ها دارای بار عاطفی- هیجانی است.

که فرد را مورد تهدید قرار می‌دهد، تهدیدی که به خطر از دست دادن اختیار احساسات و در برخی از موارد در رفتار منجر می‌شود.
می‌توان گفت عقده محصول فشارها و رنج‌های شدید درونی است که از امیال سرکوب‌شده ما نشأت می‌گیرد.

وجودعقده
پس صرفا وجود عقده به خودی خود چیز بد یا خوب نیست، زمانی یک عقده بیمار می‌شود که انرژی زیادی را با خود حمل می‌کند و باعث می‌شود که روان ما فشار زیادی را تحمل کند.
همان‌طور که اشاره شد عقده‌هایی مختلفی چون عقده پول، عقده سکس، عقده پدر، عقده مادر و… در روان ما وجود دارند. این عقده‌ها به تنهایی وجود خارجی ندارند،

این عقده‌ها با هم در ارتباط هستند و ناکارآمدی هر کدام از آنها بر دیگری اثر می‌گذارد.
موری اشتاین از یونگ‌شناسان برجسته در کتاب نقشه‌ی روح درخصوص شکل‌گیری آشفتگی به واکنش‌های هیجانی- عاطفی می‌نویسند: «ضمیر خودآگاه – سطح بیرون روان- دچار آشفتگی و واکنش‌های هیجانی- عاطفی‌ای می‌شود که درنتیجه‌ی برخوردها و درگیری‌های فرد با محیط پیرامونی‌اش به وجود می‌آیند.

رشدمن

یونگ بر این باور بود که این برخوردهای میان‌روان و دنیا نقشی کاملا مثبت دارد. اگر این برخورد چندان شدید باشد، سبب رشد «من» می‌شوند،

زیرا هر برخورد نیازمند توانایی تمرکز هر چه فزاینده‌تر ضمیر آگاه هست؛ و این امر احتمالا به نوبه‌ی خود باعث تقویت توانایی حل مشکل و سبب افزایش خودمختاری و استقبال عمل فرد می‌شود.

بر اثر فشاری که برای تصمیم‌گیری و انتخاب و نیز برای اتخاذ موضوع وارد می‌شود شخص ظرفیت انجام و بهتر انجام دادن کارهای مشابه را بهبود می‌بخشد. این فرآیند مشابه عضله ساختن از طریق تمرینات ورزشی کششی است.
«من» از طریق چنین کنش‌های متقابل پرشور و نیرومند با دنیا، به رشد خود ادامه می‌دهد. خطرات جذابیت‌ها، دردسرها، تهدیدها و سرخوردگی‌هایی که از دیگران و از عوامل محیطی گوناگون ناشی می‌شود.
مقدار معینی از انرژی تمرکز یافته در ضمیر آگاه را آزاد می‌سازد؛ «من» بسیج می‌شود تا از پس این جنبه‌های دنیای مهاجم برآید.

البته ضمیر آگاه دچار آشفتگی‌های دیگری هم می‌شود، که ارتباط آشکاری با علل بیرونی ندارند و با محرک‌های قابل مشاهده مرتبط نیستند.
آنچه در وهله‌ی نخست سبب این آشفتگی‌ها می‌شود، نه برخوردهای بیرونی، که درگیری‌های درونی است. گاهی آدم‌ها از چیزهای به ظاهر جزئی و کم‌اهمیت عصبانی می‌شوند،

یا تصاویر خیالی عجیب و غریب درونی‌ای را مشاهده می‌کنند، که باعث می‌شود رفتارهایی توصیه‌ناپذیر از آنها سر بزند. آنها دچار روان‌پریشی می‌شوند، دچار توهم می‌شوند، خواب‌هایی

انیموس

می‌بینند، دیوانه می‌شوند، عاشق می‌شوند، یا آموک‌وار سر به دویدن می‌گذارند.

 

انسان عاقل
آدم‌ها همیشه عاقلانه عمل نمی‌کنند، رفتارشان همواره به گونه‌ای نیست، که منافع خودشان را خردمندانه در نظر گیرند. «انسان عاقل» که در بسیاری از نظریه‌های اقتصادی معمولا آن را مبنا قرار می‌دهند در بهترین حالت، صرفا توصیفی است جزیی از انسان و نقش بالفعل او انسان‌ها به وسیله‌ی نیروهای روانی به حرکت واداشته می‌شوند،

و به وسیله‌ی افکاری برانگیخته می‌شوند که مبتنی بر فرآیندهای عقلانی نیستند؛ آدم‌ها در معرض تصاویر ذهنی و تاثیراتی قرار دارند که سوای آن چیزی است که بتوان آن را در شرایط محیطی قابل مشاهده، اندازه‌گیری کرد. کوتاه سخن، ما مخلوقاتی هستیم که همان‌قدر که احساسات و تصورات ما را برمی‌انگیزانند،

شرایط محیطی

همان قدر هم عقلانی هستم و می‌توانیم با شرایط محیطی سازگار شویم. ما همان قدر رویا می‌بینیم که تفکر می‌کنیم، و احتمالا خیلی بیش از آنچه می‌اندیشیم، احساس می‌کنیم. دست‌کم بسیاری از تفکرات ما از هیجانات عاطفی رنگ و شکل گرفته است، و بیشتر ارزیابی‌ها‌ی‌ اصطلاح عقلانی ما در خدمت شوریدگی‌ ما و ترس‌های ماست.

طبعیت انسان

تلاش برای فهم این جنبه‌ی کمتر عقلانی طبیعت انسان، یونگ را بر آن داشت تا به کمک روش‌های علمی، تحقیق و بررسی کند که چه چیزی هیجانات عاطفی، خیال‌پردازی‌ها، و رفتار انسان را شکل می‌دهد و در آن تاثیر می‌گذارد.»
این سرزمین ناشناخته ضمیر ناخودآگاه شخصی است، ساکن اصلی این سرزمین «عقده» است. «عقده» مهم‌ترین سهمی است که یونگ برای فهم ناخودآگاه و ساختار آن به کار برد. بنابراین «عقده» را می‌توان تعریف کرد؛ آن دسته از محتویات ضمیر ناخودآگاه که مسئول اختلال‌های ضمیر آگاه می‌باشند، عقده نامیده می‌شود.عقده دارای یک انرژی است، که این انرژی به عقده جان یا نیرو می‌بخشد، نیرویی که از دوران کودکی براساس عقده والدین یا مراقبین اولیه در ما شکل می‌گیرد.اما این نیرو یا انرژی که به عقده جان می‌بخشد انرژی روانی یا لیبیدو است.
این انرژی اشتیاق و هیجان است، خونی که در روان جاری است و مهم‌ترین خصیصه پویایی روان به‌شمار می‌رود.

  • نویسنده : محمد خرسندی