تهران
سعادت آباد

محمد خرسندی

۰۲۱-۲۲۳۸۳۸۴۶
khorsandi75@yahoo.com

محمد خرسندی

شنبه تا پنج شنبه

محمد خرسندی

عقده جنسی و ساثیر ان برساختارروان

عقده جنسی و ساثیر ان برساختارروان

  • نویسنده : khorsandi75@yahoo.com

  • دسته : مقالات

  • ارسال شده در : مهر ۲۵, ۱۳۹۶

عقده جنسی و ساثیر ان برساختارروان

تمایلات جنسی جزیی از ساختار فطری انسان است، از لحاظ اجتماعی اگر ناسازگار تلقی شود از ضمیر آگاه جدا و سرکوب می‌شود. این امر سبب شکل‌گیری یک عقده جنسی می‌شود و آسیب‌های مشابه به دور آن انباشته می‌شوند. در اصل آنچه باعث می‌شود سرکوب تمایلات جنسی به منشا اختلال‌های آسیب‌شناختی تبدیل شود، اجبار مصرانه‌ی ارگانیسم انسان برای تبعیت از تمامیت سایق خود است، تمامیتی که سیر طبیعی تمایلات جنسی را نیز شامل می‌شود و بازداری از آن را برنمی‌تابد. به‌طور کلی آنچه روان رنجوری را به وجود می‌آورد تعارض اخلاقی است که در روان انسان ایجاد می‌شود؛ به عبارت دیگر انسان از یک سو می‌خواهد خود را انکار کند و از سوی دیگر مجبور است خود را تحقق بخشد.

یونگ معتقد است «فرآیندهای روانی ما از واکنش، تردید، تجربه، عمل و آزمایش به وجود می‌آید.»

تجارب اولیه دوران کودکی

وقتی تجارب اولیه کودکی در شکل‌گیری عقده جنسی نقش مهمی برعهده دارد و می‌توان گفت اغلب اختلالات تعادل روانی به وسیله تکانه‌های جنسی روی می‌دهد، به شرط آن‌که خاطرات منجمدشده ناشی از دوران کودکی به شکل عقده منفی به منصه ظهور رسیده باشد. البته این تاثیر فرآیندی است تا خودآگاه که «من» را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و هر چه این عقده قوی‌تر باشد، آزادی عمل «من» را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. در نظریه یونگ درخصوص عقده‌ها نکته مهم و بااهمیتی وجود دارد و آن این است که عقده‌ها از طریق تجربیات بعدی جرح و تعدیل می‌شوند. این مساله به ما می‌گوید عقده‌های منفی در روان ما قابل درمان است.

اب کردن یخ

یک بخشی از کار درمان شامل «آب کردن یخ» صورت‌های ذهنی خاطرات منجمد شده است. فرآیند درمان می‌تواند تا حدی شخصیت را از نو باسازی کند، زیرا جریان «انتقال» این امکان را به درمان‌گر می‌دهد که در مراحل مختلف درمان – در کنار ایفای نقش سایر چهره‌های روان بیمار- نقش چهره‌ی والدین او را نیز ایفا کند.(اشتاین موری ۱۳۹۴)

پس این خاطرات منجمد شده عقده جنسی، که می‌تواند منشا آسیب‌های روانی زیادی باشد، چراکه عقده جنسی می‌تواند خود یک تعارض اخلاقی را در پی داشته باشد. تعارض اخلاقی عقده جنسی می‌تواند به شکل یک سوپرالگویی قوی ایگو را مورد هجوم سرزنش‌ها، گناه و عذاب وجدان قرار دهد، چنین فرآیندی می‌تواند عزت‌نفس ایگو را به شدت دستخوش تغییرات منفی کند.

«من» از دیدگاه یونگ:

ذهن

از نظر یونگ ego احساس هویت ما و ساختار اصلی ضمیر خودآگاه فردی است. وظیفه ego نظم بخشیدن به مشاهدات حافظه، تفکرات و احساسات است و مهم‌ترین نقش ego به عملکرد انسان در جامعه برمی‌گردد. وظیفه اصلی انسان از نظر یونگ در نیمه اول عمر ساختن یک ego (من) قوی است. که مرکز اراده، میل، خواسته‌ها، تفکرات و کنش‌های ما محسوب می‌شود.

یکی از کارهایی که ego انجام می‌دهد آن دسته از محتویاتی که دوست ندارد یا دردناک است را واپس می‌زند، پس ego می‌تواند بر این اساس آسیب‌پذیر و دچار اختلال شود. یکی از این اختلالات، اختلالات جنسی است که روابط مبتنی بر ارگاسم را به درستی انجام نمی‌دهد. چون این روابط برای او تداعی‌کننده‌ی خاطر‌ات آزاردهنده‌ای است، محتویات آن را به‌طور ناخودآگاه واپس می‌زند، در چنین حالتی ego یک ego قوی جهت ارائه درست یک رابطه درست مبتنی بر ارگاسم نیست.

از سوی دیگر آسیب‌های جنسی در دوران کودکی می‌تواند به روان ما لطمات جدی وارد و جراحت بردارد، که خود می‌تواند بر روابط مبتنی بر ارگاسم در دوران جوانی و بزرگسالی اثرگذار باشد. براساس نظریه یونگ ego (من) از مرحله نخستین کودکی شروع به رشد می‌کند، فریادهای نوزاد نهایتا به سازه‌ای بسیار پیچیده‌ای تبدیل می‌شود، که تمام روابط آینده‌ای ما را در خود حمل خواهد کرد. چراکه والدین یا مراقبین اولیه نقش مهمی در ایمنی یا ناایمنی این فریادها دارد.

و سلامت روانی ما را یا تضمین می‌کند یا دستخوش آسیب‌های جدی قرار می‌دهد «برای این‌که از نظر روانی سالم باشیم، باید از حرمت نفس، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط احساس رضایت و ترقی کردن برخوردار باشیم.» محمدخرسندی روانشناس بالینی

  • نویسنده : محمد خرسندی